نظر علي الطالقاني

48

كاشف الأسرار ( فارسى )

صحّت است و از لوازم بلا واسطهء او است و بر ما بقى مقدم است ، زيرا كه جميع لذائذ دنيا بسته به صحت است و بعد از او اعظم شهوات ، شهوت جماع است چنانچه گفتيم و سرّ ايجادش بقاء نوع انسان است و گناهش زنا و لواط و مساحقه و نظر به نامحرم و امرد است و به جهت بزرگى او و بزرگى لذّت او است كه اين همه حدود و تعزيرات شرعيّه وارد شده . و لذا نقل عن النبى ( ص ) ما ايس الشّيطان من بنى آدم الّا اذا اتاهم من قبل النّساء 108 : مأيوس نمىشود شيطان از بنى آدم مگر وقتى كه بيايد ايشان را از جهت زنان . يعنى دام فريب آخر او زن است . و لذا در آيات و اخبار اين همه موعظه و تأكيد وارد شده . نمىبينى جوانان چگونه چشم از مال و خويشان و پدر و مادر به جهت زنان پوشند . ببين كه اين همه غزل و هزليات كه شعراء مىسازند به همين مطلب و لوازم آن از شراب و شمع و مجلس تعلّق دارد . هرگز شنيده‌اى كه كسى به جهت محبت مال يا فرزند يا لباس يا صوت خوب ، عاشق و مجنون شده باشد ؟ و لكن به جهت ما نحن فيه ببين چه كتاب‌ها ساخته و چه مجلدات پرداخته ، از ليلى مجنون و بهرام گل‌اندام و ورقه گلشاه و فرهاد و شيرين . و هكذا آيا نخوانده‌اى سورهء يوسف را كه زنان مصر چه كردند فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ 109 : چون ديدند يوسف را بزرگ شمردند او را و بريدند دست‌هاى خود را . و نخوانده‌اى وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ 110 : به تحقيق كه همت بست زليخا به يوسف و همت بست يوسف به زليخا اگر نمىديد برهان پروردگار خود را . و لذا فرمودند زنان خود را سورهء يوسف تعليم نكنيد و سورهء نور تعليم كنيد كه ذكر حد زنا در آنجا است . و به جهت عظم او است كه خاتم ( ص ) فرمود من عشق فعفّ و كتم فمات فهو شهيد 111 : هر كه عاشق شود پس عفت بورزد و كتمان كند پس بميرد شهيد مرده است . و قال سبعة يظلّهم اللّه يوم لا ظلّ الّا ظلّه و عدّ منهم رجلا دعته امراة ذات حسب و جمال الى نفسها فقال اخاف اللّه ربّ العالمين 112 : فرمود هفت نفرند كه سايه دهد خدا ايشان را در روزى كه جز سايهء او سايه‌اى نباشد . يكى از آنها كسى است كه زن با جلال و جمال او را به سوى خود خواند پس بگويد من از پروردگار عالميان مىترسم . چنانچه حضرت يوسف ( ع ) فرمود و خدا به اين لفظ او را فرمود و او است مقتداى هر تارك شهوت للّه و فى اللّه . و ايضا فرمود ( النّظر سهم مسموم من سهام ابليس فمن تركها خوفا من اللّه اعطاه اللّه ايمانا يجد حلاوته فى قلبه ) 113 : نظر كردن به نامحرم تير زهرآلودى است از تيرهاى شيطان پس هر كه او را از خوف خدا ترك كند خدا به او ايمانى عطا كند كه حلاوت او را در دل خود بيابد . و